فرار بنی‏ صدر و مسعود رجوی به فرانسه 7 مرداد 1360

در چنین روزی در سال 1360 دو تن از خائنین به ملت ترک دیار کرده و به فرانسه گریختند . در بهمن ماه 1358 ، انتخابات عمومی برای تعیین نخستین رییس جمهور بر گزار شد و ابوالحسن بنی صدر به ریاست جمهوری رسید . امام خمینی ره مطابق قانون اساسی حکم ریاست جمهوری وی را تنفیذ کردند و برای ایجاد هماهنگی و داشتن قدرت اجرایی بیشتر او را به ریاست شورای انقلاب و به سمت فرماندهی کل قوا نیز منصوب نمودند . اما در شش ماهه دوم سال 1359 ه ش بنی صدر روش خود را دگرگون کرد. بنی صدر پس از رسیدن به قدرت روز به روز از امام و مردم انقلابی که وی با تظاهر به وفاداری به آنها خود را به ریاست جمهوری رسانده بود ، فاصله می گرفت و در مقابل به گروهک هایی که قبلا خود را دشمن سرسخت آنها معرفی کرده بود، نزدیک می شد. وی در مقام رییس جمهوری از هر فرصتی برای تضعیف یاران صادق و انقلابی امام و نهادهای قانونی کشور مثل مجلس و قوه قضاییه و سپاه پاسداران استفاده می کرد و برای مقابله با مردم به تقویت گروهک ها می پرداخت و با کمک آنها این سو آن سو آشوب وفتنه بر پا می کرد . سر انجام کار به جایی کشید که امام خمینی ره در خرداد ماه سال 1360 بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کردند و چند روز بعد مجلس به عدم کفایت سیاسی وی برای ادامه ریاست جمهوری رای داد و بنی صدر از سمت خود بر کنار شد . وی که پس از برکناری مخفی شده بود ، باآرایش زنانه وپناه گرفتن در توالت هواپیما، همراه با بعضی از سران گروهک منافقین از جمله مسعود رجوی از کشورخارج شد و به پاریس گریخت . خلبانی که آنان را به پاریس برد همان فردی بود که محمد رضا پهلوی را روز 26 دی ماه سال 1357 از ایران خارج کرده بود.
ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در چهارشنبه 7 مرداد 1394 ساعــت 02:48 ب.ظ تــوسط برمحمد وال محمدصلوات. الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد | نظرات ()
برچسب ها: فرار بنی‏ صدر و مسعود رجوی به فرانسه، 7مرداد1360، فرار با آرایش زنانه،
مرگ محمدرضا پهلوی در قاهره 5مرداد 1359

Image result for ‫مرگ محمد رضا پهلوی در قاهره‬‎
محمدرضا پهلوی در چهارم آبان ماه 1298 ش در تهران به دنیا آمد. پس از تاسیس سلسله پهلوی توسط رضاخان میرپنج، وی به عنوان ولیعهد انتخاب شد و این مقام را تا سال 1320 ش بر عهده داشت. با ورود متفقین به ایران و برکناری و تبعید رضاخان به آفریقای جنوبی، دولت‏های استکباری که محمدرضا را مهره‏ای آرام و مطیع دیدند، او را به سلطنت ایران نشاندند. از این پس، محمدرضا به عنوان پادشاه ایران، سلطنت خود را آغاز کرد. تا قبل از کودتای 28 مرداد 1332، نفوذ انگلستان در کشور بیشتر بود، ولی پس از کودتا، آمریکا به عنوان قدرت اصلی در مملکت، شاه را به هرطرف که منافع آن دولت طلب می‏کرد، می‏کشاند. با آغاز حرکت انقلاب اسلامی در خرداد 1342، شاه، با قساوتی تمام، مردم را به خاک و خون کشید و رهبر انقلاب اسلامی را در 13 آبان 1343 به تبعیدی ناخواسته فرستاد. پس از این تبعید، محمدرضا پهلوی یکه‏تاز میدان حکومت ایران شد و به دیکتاتوری خود محور بَدل گشت. در طول این سالیان، ساواک هرگونه مخالفتی را با شدت سرکوب می‏کرد و مستشاران آمریکایی در تمام ارکان کشور نفوذ کرده بودند. شاه برای تثبیت بیشتر مقام خود، در سال 1350 جشن‏های 2500 ساله شاهنشاهی ایران را برگزار نمود و عده زیادی از سلاطین و رؤسای جمهور و نمایندگان کشورها در آن شرکت کردند. هزینه این جشن‏ها در رسانه‏های غربی بازتاب بدی پیدا کرد و آنان ضمن نشان دادن فیلم‏های جشن، گوشه‏هایی از زندگانی رقت‏بار جنوب تهران را به نمایش گذاشتند. اقدامات اسلام ستیزانه محمدرضا پهلوی در سال‏های بعد شکل گسترده‏تری به خود گرفت و حتی تاریخ هجری شمسی را به تاریخ مجعول و موهوم شاهنشاهی بدل ساخت. در اواخر سال 1356، و پس از درج مقاله اهانت‏آمیز علیه امام خمینی، امواج توفنده انقلاب، بار دیگر پایه‏های پوسیده نظام شاهنشاهی را در بر گرفت. در این میان شاه سعی کرد با اقدامات عوام فریبانه، خشم مقدس ملت ایران را فرو نشاند. از این رو با برکناری نخست‏وزیر و دستگیری برخی از مهره‏های سرشناس پهلوی، درصدد بود تا تقصیر را بر گردن آنها بیندازد. وقتی این تلاش‏ها به جایی نرسید، محمدرضا خود در صفحه تلویزیون ظاهر شد و نطقی استرحام‏ آمیز ایراد نمود و خطاب به مردم گفت که صدای انقلاب شما را شنیدم. او همچنین از مراجع تقلید ملتمسانه درخواست کرد که مردم را هدایت نمایند و قول همه‏گونه آزادی داد. ولی نه دولت نظامی و نه نطق شاه، بازدارنده روند انقلاب نبود. در این حال محمدرضا شاه که برای خود چاره‏ای جز سرکوب و کشتار نمی‏دید، دست به ارتکاب جنایات متعددی زد. این کشتارها مانع از سقوط رژیم ستم‏شاهی نگردید و پس از فرار مفتضحانه او سرانجام در 22 بهمن 1357 ش، طومار سلطنت ننگین پهلوی و 2500 سال حکومت شاهنشاهی در هم پیچیده شد. شاه که چند هفته قبل از پیروزی انقلاب، ماندن در ایران را صلاح نمی‏دید، در 26 دی 1357، از کشور خارج شد و پس از ماه‏ها آوارگی، سرانجام در پنجم مردادماه 1359 ش در قاهره پایتخت مصر در میان غربت و بیماری و کوله‏ باری از جنایت و وحشی‏گری به اسلاف خود پیوست.
جسد وی در یکی از مهم‌ترین مساجد قاهره به نام مسجد رفاعی به خاک سپرده شد.وی در طول زندگی، چهار کتاب دربارهٔ زندگی خود و ایران نوشت که آخرین آن‌ها اندکی پیش از مرگ وی به پایان رسید. 

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در چهارشنبه 7 مرداد 1394 ساعــت 02:19 ب.ظ تــوسط برمحمد وال محمدصلوات. الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد | نظرات ()
برچسب ها: مرگ محمدرضا پهلوی در قاهره، 5مرداد 1359، مسجد رفاعی قاهره، پادشاهی که پاشید، مرگ تدریجی شاه ایران در مصر،
عملیات مرصاد 5 مرداد 1367
Image result for ‫عملیات مرصاد‬‎

گروهک منافقین در پی حملات عراق به خاک میهن اسلامی و عقب ‏نشینی‏ های موقت رزمندگان اسلام، با تصور این‏که پذیرش قطعنامه 598 ناشی از جدایی ملت و دولت است، به خیال واهی، فرصت را غنیمت شمرده و سعی در رسیدن به اهداف پلید خود نمود. منافقین با جمع‏آوری دیگر ضد انقلابیون سرخورده، از کشورهای مختلف اروپایی، نیرویی به استعداد تقریبی 15 هزار نفر فراهم کرده و با بهره‏گیری از جنگ‏افزارهای اهدایی صدام و دیگر اربابان خود، حمله خود را از غرب کشور به خاک جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند. نیروی هوایی عراق با حمایت مقدماتی، آنها را برای ورود به عمق خاک ایران و در نهایت، فتح تهران، ترغیب می‏کند. با این اتحاد شوم، قسمت‏هایی از اراضی میهن اسلامی مورد تجاوز قرار می‏گیرد. ملت سلحشور و مسلمان ایران، پس از اطلاع از تجاوز منافقین به میهن اسلامی، به خروش آمده و به جبهه‏ های جنگ اعزام می‏شوند. سرانجام عملیات مرصاد در پنجم مرداد ماه 1367، با رمز مبارک یا علی(ع) و به منظور مقابله با منافقین در منطقه اسلام‏آباد و کرند غرب در استان کرمانشاه، آغاز گردید. منافقین خلق، خوشحال از پیروزی‏ های مقدماتی و در یک اقدام عجولانه، راهی باختران (کرمانشاه) شده و به خیال باطل خود، قصد حرکت به سمت تهران و سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران را نمودند. رادیو منافقین، با ارسال پیام به مردم باختران، از آنها می‏خواهد که زمینه را برای ورود ارتش به اصطلاح آزادی‏بخش مهیا سازند و آماده جذب در گردان‏ها و لشکرها باشند. از آن طرف رزمندگان اسلام در 34 کیلومتری باختران، ناگهان راه را بر ستون‏های منافقین می‏بندند و واحدهای زرهی رزمندگان، در یک اقدام متهورانه، تعداد زیادی از ادوات سنگین زرهی منافقین را هدف قرار داده و به آتش می‏کشند. جاده باختران - اسلام‏آباد در همان لحظات اولیه، انباشته از ادوات سوخته شده می‏شود و عکس‏العمل سریع رزمندگان، منافقین را به فراری مفتضحانه وادار می‏سازد. این عملیات در روز بعد نیز با حمله هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران با سرکوبی شدید منافقان ادامه یافت و دشمن را دچار شکست سخت و سنگینی نمود. بدین ترتیب، منافقان شکست خورده، در این تجاوز نابخردانه، متحمل تلفات و خسارات عظیمی شدند که بیش از 120 دستگاه تانک، 400 دستگاه نفربر، 90 قبضه خمپاره‏انداز 80 میلی‏متری، 150 قبضه خمپاره‏انداز 60 میلی‏متری و 30 قبضه توپ 106 میلی‏متری منهدم شد. علاوه بر آن ده‏ها دستگاه تانک، نفربر، خودرو و نیز صدها قبضه سلاح سبک و نیز مقادیری تجهیزات پیشرفته الکترونیکی و مخابراتی به غنیمت نیروهای اسلامی درآمد. در این عملیات، 4800 نفر از منافقان نیز کشته و زخمی شدند.
ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در چهارشنبه 7 مرداد 1394 ساعــت 01:42 ب.ظ تــوسط برمحمد وال محمدصلوات. الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد | نظرات ()
برچسب ها: عملیات مرصاد، 5مرداد1367، فرار مفتضحانه ی منافقین،
اقامه اولین نمازجمعه پس از پیروزی انقلاب 5مرداد 1358


"امروز طلیعه انجام این فریضه بزرگ الهی و این صف بزرگ جهاد و توحید (نمازجمعه) است" این جملات آیت الله طالقانی آغازگر همایش هفتگی مسلمین پس از سالها تعطیلی آن بود؛ آغازی که با ابتکاری زیبا در مهد علمی ایران دانشگاه تهران و توسط یکی از روحانیون پر سابقه نهضت رقم خورد، اگرچه امامت جمعه وی 6 هفته بیش به طول نیانجامید و در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸، او که به تعبیر امام زبان گویایی چون ابوذر داشت، دار فانی را وداع گفت. حضرت امام خمینی پس از ارتحال وی در حکم انتصاب امام جمعه جدید برای تهران چنین مرقوم فرمودند: " مرحوم مجاهد بزرگوار آقای طالقانی ، پس از عمری مجاهدت و پاسداری از اسلام ، به رحمت خداوند پیوست و ما را سوگوار کرد. تکلیف پاسداری از اسلام به عهده همه ماست ؛ و من شما را ... برای دژ محکمی که آن فقید سعید پاسدار آن بود انتخاب و منصوب نمودم. نماز جمعه - که نمایشی از قدرت سیاسی و اجتماعی اسلام است - باید هر چه شکوهمندتر و پر محتواتر اقامه شود. ملت ما گمان نکنند که نماز جمعه یک نماز عادی است ، امروز نماز جمعه با شکوهمندی که دارد ، برای نهضت کوتاه عمر ما یک پشتوانه محکم و در پیشبرد انقلاب اسلامی ما عامل موثر و بزرگی است. ملت عظیم و عزیز با شرکت خود باید این سنگر اسلامی را هر چه عظیم‌تر و بلند پایه‌تر حفظ نمایند تا به برکت آن ، توطئه‌های خائنان و دسیسه‌های مفسدان خنثی شود."و از آن تاریخ تا به امروز نماز جمعه تهران هیچگاه تعطیل نشد و حتی در دوران تهدید مکرر رژیم بعثی عراق به موشکباران نمازجمعه تهران در برگزاری آن خللی وارد نگردید تا از مرز برگزاری 1500 نمازجمعه به تازگی عبور نمود. در 24 دیماه 1358حضرت آیت الله العظمی خامنه ای از سوی بنیانگذار کبیر انقلاب به عنوان امام جمعه تهران منصوب شدند و در 6 تیرماه 1360 با انفجار بمب در مقابل ایشان در مسجد اباذر تهران به شدت مجروح گردیدند. پس از سوءقصد و ترور نافرجام ایشان توسط منافقین و در دوران نقاهت، نیاز به امام جمعه موقت در تهران بیشتر احساس گردید. در کل، شهر تهران در طول برگزاری این مراسم سیاسی عبادی، به غیر از رهبر فرزانه انقلاب یازده امام جمعه دیگر نیز به خود دیده است: حضرات آیات طالقانی، منتظری، موسوی اردبیلی، هاشمی رفسنجانی، امامی کاشانی، ربانی املشی، یزدی، مهدوی کنی، جنتی، طاهری خرم آبادی و خاتمی.( به ترتیب اقامه اولین نماز) در این میان شهید آیت الله ربانی املشی با اقامه 3 نماز کمترین و حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی با اقامه بیش از 400 نماز بیشترین تعداد برپایی نمازجمعه را به خود اختصاص داده اند. نمازجمعه تهران برای اولین بار در دانشگاه تهران اقامه شد که این دانشگاه در طول این سالها بیشترین تعداد نمازجمعه ها را به خود اختصاص داد، اگرچه 6 نمازجمعه در بهشت زهرا، 18 نمازجمعه در حرم مطهر حضرت امام خمینی(ره)، و یک نمازجمعه نیز در مصلی تهران برگزار گردید. مصلایی که در 23 آبان سال 67 حضرت امام خمینی در پاسخ به درخواست ائمه جمعه تهران برای ساخت آن در مکان فعلی چنین دستور فرمودند: " با حفظ جهات شرعی در مورد زمین مذکور با پیشنهاد حجتی الاسلام ، آقایان: خامنه‌ای و هاشمی ، موافقت می‌شود. انشاء الله در کنار ساختن مصلای تهران ، در ساختن بینش کفر ستیزی مسلمانان موفق باشید. ضمنا سادگی مصلا باید یادآور سادگی محل عبادت مسلمانان صدر اسلام باشد. و شدیدا از زرق و برق ساختمان‌های مساجد اسلام آمریکایی جلوگیری شود. خداوند تمامی دست اندر کاران برپاکننده مساجد الله را تایید فرماید.
ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در چهارشنبه 7 مرداد 1394 ساعــت 01:32 ب.ظ تــوسط برمحمد وال محمدصلوات. الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد | نظرات ()
برچسب ها: اقامه اولین نمازجمعه پس از پیروزی انقلاب، 5مرداد1358، مصلای تهران، فریضه ی الهی، نماز جمعه،
مرگ رضاشاه 4 مرداد 1323

رضا، پسر عباسعلی ، معروف به «داداش بیگ» افسر قزاق از ایل پالانی ، در 24 اسفند ماه سال 1255 ه.ش. در قریه «آْلاشت» از توابع سواد کوه مازندران به دنیا آمد. چند روز پس از تولد رضا، داداش بیگ درگذشت و مادر ـ که از مهاجران گرجستان بود ـ به دنبال درگیری و اختلاف خانوادگی، به همراه نوزادش به تهران رفت و در خانه برادر خود ساکن شد. رضا دوران کودکی و نوجوانی خود را زیر نظر دایی‌اش ـ که خیاط قزاقخانه بود ـ سپری کرد و به توصیه و وساطت او ،‌در سن چهارده ، پانزده سالگی وارد بریگاد قزاق شد و به عنوان نظامی ساده، مشغول به کار گردید. نخستین منصب رضا در قزاقخانه، سمت وکیل باشی «گروهان شصت تیر» بود که بعدها به فرماندهی آن رسید و به «رضا خان شصت تیر» شهرت یافت. او در این زمان، به رسم جاهل‌ها و بزن‌بهادرها ، با بستن گذرها، قمه‌کشی می‌کرد و به خودنمایی می‌پرداخت. توانایی و تنومندی جسمانی و سخت‌گیری و تحمل شدائد در انجام مأموریت‌های نظامی اندک اندک درنظر برخی صاحب منصبان و متنفذان ، او را از دیگران متمایز کرد. از جمله، عبدالحسین میرزا فرمانفرما ـ که از شاهزادگان بنام و قدرتمند قاجاری بود‌ـ به او توجه تمام نشان داد و مسؤولیت اسلحه جدیدش ـ مسلسل ماکسیم ـ را به او سپرد. از این رو ، رضا خان در میان خانواده فرمانفرما، «رضا ماکسیمی» نیز نام گرفت. پس از این، رضا خان به مرور مراتب ترقی را طی کرد و در انجام مأموریت‌های مختلف، همچون سرکوب نهضت آزادی‌خواهانه میرزا کوچک خان در گیلان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. زندگی رضا خان تا میانسالی در بی‌سوادی گذشت و حتی پس از آن که خواندن آموخت، در نوشتن کلمات و عبارات ، دچار اشتباهات فاحش می‌شد. رضا خان ترقی خود را مدیون حمایت صاحبان ثروت و قدرت، انضباط خشک نظامی و قساوت و بی‌رحمی خود بود؛ ‌اما از معلومات شایان و تفکر نظامی چندان بهره‌ای نداشت. با این همه ، به دلایل متعدد، مورد توجه انگلیسی‌ها قرار گرفت و سرانجام یک ژنرال بریتانیایی به نام «ادموند ایرونساید» ضمن دیدار و گفت‌وگویی که با او داشت، وی را شایشته اجرای طرح کودتایی یافت که نافع کشورش در ایران و شبه قاره هند را تأمین می‌کرد. رضا خان بعدها نزد بعضی از بزرگان اعتراف کرد که انگلیسی‌ها او را سرکار آوردند؛‌ اما او انگیزه‌اش را از اقدام به کودتا، ‌وطن‌خواهی خود قلمداد کرد. این کودتا در 3 اسفند ماه سال 1299 ه.ش . به وقوع پیوست و رضا خان در اعلامیه مشهوری که با عنوان «حکم می‌کنم» منتشر کرد،،‌خود را رییس کل قوا خواند و پس از اندکی، از سوی « احمد شاه قاجار» با لقب « سردار سپه» به بالاترین درجه نظامی (سردار سپهی) دست یافت. رضا خان سردار سپه در کابینه کودتا به نخست وزیری سید ضیاءالدین طباطبایی ـ عامل انگلیسی‌ها ـ ‌عهده‌دار پست وزارت جنگ شد و این منصب را در دولت‌های دیگر نیز در قبضه قدرت خود گرفت، و با ادغام یگان‌های متفرق نظامی قشون متحدالشکلی به وجود آورد و به مرور از این طریق، زمینه‌ نفوذ و استیلای خود را در امور سیاسی و اجرایی کشور فراهم ساخت. این جریان موجب اعتراض جناح اقلیت مجلس و برخی از روزنامه‌نگاران شد؛ اما مخالفت اقلیت مجلس (به ویژه شهید مدرس) به جایی نرسید و قتل و ضرب و شتم و تهدید کسانی همچون «میرزاده عشقی» ، شاعر جوان ، «حسین صبا» مدیر روزنامه ستاره ، «ملک‌الشعرای بهار» نماینده مجلس ، تقریبا صدای معترضان را خاموش کرد. سردار سپه در این هنگام، به تجدید نفوذ و قدرت حاکمان محلی اقدام نمود و شماری از آنان را به مرکز جلب کرد یا از میان برداشت تا در آینده نیروی مخالفی در داخل کشور نداشته باشد. در این اوضاع و احوال، تصمیم احمد شاه برای رفتن به فرنگ، زمینه ریاست وزرایی سردار سپه را آماده کرد (آبان 1302) . رضا خان سردار سپه، رییس الوزراء، که از این پس هیچ گونه مقام و قدرتی را مانع پیشرفت خود نمی‌دید، با اتخاذ ترفندهای خاص و با استفاده از موقعیت اجتماعی و سیاسی موجود، تحت حمایت نامرئی آورندگانش و یاریگری اطرافیان خود، پله پله نردبان ترقی را پیمود تا سرانجام به حکمرانی قاجاریه پایان داد و مقام سلطنت را به دست آورد (23 آذر 1304) و رسما به عنوان پادشاه ایران، با رعایت تشریفات ویژه تاجگذاری کرد (4 اردیبهشت 1305) . بدین ترتیب، رضا خان به دوره سوم زندگانی خود گام گذاشت. این دوره نسبتا طولانی که تا شهریور 1320 تداوم یافت، در برگیرنده وقایع گوناگونی است که آگاهی مشروح از آنها به کتابی مستقل نیازمند است. همه اقدامات و رویدادهای مربوط به عصر رضا شاهی، از سیاست‌های فردی،‌ اخلاق تندروانه و دیکتاتوری،‌و نیز ستیز او با فرهنگ اسلامی و روحانیت او متاثر بوده است؛ ترور مدرس ، ضرب و شتم شیخ محمدتقی بافقی در حرم حضرت معصومه (س) و نیز اجباری کردن خدمت سربازی، در کنار اجباری شدن استفاده از کلاه پهلوی و لباس متحدالشکل فرنگی، بویژه ماجرای کشف حجاب و تصرف اوقاف و عدلیه از سوی کارگزاران رژیم، زمینه‌های چالش روحانیت و شاه را به وجود آورد. در همه این اعمال، فرنگی مآبی، رنگی آشکار داشت و چون با ایران گرایی و باستان ستایی همراه بود، به تقلید و انفعال و خود بزرگ‌بینی منجر شد. متأسفانه خلق و خوی دیکتاتوری رضا خان، مجال و امکان شکوفایی علمی و فرهنگی فراخور عصر را هم از مؤسسه ‌های تازه تأسیس گرفت و نهادهای مدنی ـ چون مجلس و دولت ـ را از انجام وظایف فانونی‌شان بازداشت. آنچه چشم‌گیر‌تر از هر پدیده‌ای این دوره را از ماقبل آن متمایز می‌کند، آبادانی شهرها و عمران راه ‌ها بود که البته این توسعه ظاهری هم فقط به گسترش شهرنشینی انجامید و نه تنها به صنعت و تجارت رونقی نداد؛‌ بلکه اقتصاد کشاورزی و دامداری سنتی ایران را هم ضایع کرد. در دوران بیست ساله حکومت رضا خان، بدبینی و خود رأیی روز افزون او که معمولا با خشم و کینه‌جویی همراه بود، نه تنها مخالفان را به دام زندان و کام مرگ انداخت؛ که حتی کسانی چون داور، تیمورتاش،‌ فروغی و ... را ـ که از یاران و یاریگران او بودند ـ بی‌نصیب نگذاشت. مجموع این اعمال که ناشی از اراده ملوکانه رضا خان بود، به مرور تحمل موافق و مخالف را به آخر رساند و به همین دلیل، با ورود متفقین به ایران، به اندک مدتی رژیم رضا خانی از هم پاشید و تبعیدش به جزیره‌ای دور از ایران، با خوشحالی مردم مواجه شد. دوره چهارم و آخرین مرحله زندگی او ، از تبعید تا مرگ است. بهانه ظاهری و تا حدی جدی متفقین در ورود به ایران ،‌حضور پرشمار و چشمگیر آلمانی‌ها در کشور بود. در جریان جنگ جهانی دوم، خوشحالی مردم و دولت ایران از پیروزی آلمان‌ها بر روس و انگلیس، به نوعی آلمان دوستی و‌ آلمان گرایی دولت ایران جلوه کرد و این امر با منافع متفقین سازگار نبود. در نتیجه، در ساعت چها ر روز 3 شهریور سال 1320، سفیران کشور انگلیس و شوروی طی یادداشت‌های جداگانه‌ای، اعلام کردند که ارتش‌های کشورهای متبوعشان وارد خاک ایران شده‌اند. رضا شاه دچار هراس شد و برای حفظ ظاهر ، ستاد جنگی تشکیل داد. این تساد در روز 4 شهریور، اولین و آخرین اعلامیه‌ جنگی خود را که در آن از مردم! خواسته شده بود در مقابل قوای متجاوز ایستادگی کنند ، منتشر کرد. روز 5 شهریور ماه، دولت منصور استعفا کرد و فروغی با پشت‌گرمی و هدایت انگلیسی‌ها مأمور تشکیل کابینه شد. روز 6 شهریور دولت به عنوان پیروی از نیات صلح‌جویانه اعلیحضرت !‌دستور ترک مقاومت نیروهای نظامی را صادر کرد. گفتنی است که پیش از صدور این دستور، فرماندهان نظامی واحدهای خود را ترک کرده و به تهران گریخته بودند. به این ترتیب، پادگان‌ها از سربازان و نظامیان خالی شد و بسیاری از سلاح‌ها به دست ایلات و عشایر افتاد و سربازان پیاده و پراکنده و گرسنه و تشنه، راهی شهر و دیار خود شدند. این سرانجام ارتشی بود که رضا خان به وجود آورد و ایجاد آن، بخش‌های هنگفتی از در‌آمد کشور را بلعید. از این روز تا 25 شهریور ، ـ یعنی قبل از ورود متفقین به تهران ـ وقایع ریز و درشت دیگری به وقوع پیوست تا آن که رضا خان با توصیه و الزام سفارت انگلیس، از سلطنت کناره‌گیری کرد و متن استعفانامه‌اش را محمدعلی فروغی نوشت و به جای او خواند. رضا خان در مسیر خروج از ایران در اصفهان همه اموال منقول و غیر منقول خود را که طی بیست سال ،‌به زور و تهدید از صاحبان آنها گرفته بود، به فرزند و جانشین خود بخشید و روز 5 مهر ماه وارد بندرعباس شد، و به اتفاق خانواده خود، به وسیله یک کشتی باری، آب‌های ایران را ترک کرد. اما به جای هند، انگلیسی‌ها ، او و همراهانش را به افریقای جنوبی بردند و در جزیره «موریس» پیاده کردند. در این جریان هم موضوع حمل جواهرات سلطنتی به وسیله رضا خان به خارج ، مورد توجه محافل داخلی و خارجی قرار گرفت و برخی نمایندگان مجلس، به این موضوع پرداختند. جزیره موریس جای مناسبی برای رضا شاه نبود، به همین دلیل، پس ازمدتی در نتیجه اقدامات فراوان پسرش به ژوهانسبورگ که موقعیت و آب و هوای مناسب‌تری داشت، انتقال داده شد و سرانجام در روز 4 مرداد ماه 1323 خسته و شکسته، خود را به دست مرگ سپرد و به آنچه کرده بود، گرفتار گشت.
 
ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در چهارشنبه 7 مرداد 1394 ساعــت 12:35 ب.ظ تــوسط برمحمد وال محمدصلوات. الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد | نظرات ()
برچسب ها: رضا شاه، مرگ رضا شاه، 4مرداد1323، عاقبت خودکامگی رضاشاه، رضا ماکسیمی، داداش بیگ، سردار سپه،
معصومیت «آرمیتا» چگونه ماهیت صهیونیستی ترورهای هسته‌ای را فاش کرد!

افشاگری آرمیتا‌ رضایی‌نژاد در اجلاس عدم تعهد در تهران

حضور خانواده شهدای هسته‌ای در اجلاس جنبش عدم تعهد با حاشیه‌های جالبی همراه بود.

در بخشی از این حضور "آرمیتا رضایی‌نژاد"، اینگونه سخن گفت: این آرمیتاست، دختر یکی از هزاران شهید ایرانی، من و ما زنده و ایستاده‌ایم. پای خون پدرانمان و آرمان‌هایشان و رویاهایشان برای ایران. دستان پلیدی که خون پاک پدرانمان را ریختند بدانند که نفرین‌شدگان تاریخ  و مردگان بدنام هستند.

                                        Image result for ‫داریوش رضایی نژاد‬‎


ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در یکشنبه 28 تیر 1394 ساعــت 12:08 ق.ظ تــوسط برمحمد وال محمدصلوات. الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد | نظرات ()
برچسب ها: آرمیتا رضایی نژاد، معصومیت آرمیتا، رؤیای پدر، ما هنوز زنده ایم، خانواده های شهدای هسته ای،
سالروز شهادت دانشمند نخبه ی جوان،شهید داریوش رضایی نژاد 1390/5/1

گذری کوتاه بر زندگی شهید رضایی‌نژاد

"شهید داریوش رضایی‌نژاد" در صبح پنج‌شنبه 29 بهمن سال 1356 در شهرستان آبدانان از شهرستان‌های استان ایلام به دنیا آمد.

وی از همان اوایل کودکی در سخن گفتن و دیگر اعمال خود، نبوغ خود را به اطرافیان نشان داد. وی همچنین به واسطهٔ اینکه جثه‌اش ظریف‌تر و کمی ریزتر از هم سن و سالانش بود همراه با متولدین 1357 وارد دوره ابتدایی شد و همیشه با هوش و توانایی خود معلم و دانش آموزان را تحت تأثیر قرار می‌داد. ایشان کلاس سوم ابتدائی را طی تابستان گذراند و دیگر سال‌های دوره ابتدائی شاگرد اول و نماینده کلاس بود.

در دوره راهنمایی با توجه به ظرفیت هوشی بسیار بالای داریوش، مقطع دوم را نیز در تابستان گذراند و با توجه به این سرعت بالا در کسب مدارج علمی توانست پیش از همکلاسی‌های خود دوره متوسطه را به پایان رساند و در تیرماه 1373 دیپلم خود را در رشته ریاضی دریافت کرد. "شهید رضایی‌نژاد" همچنین چندین بار در مسابقات علمی استان ایلام مقام اول را کسب کرد.

وی در مهر ماه 1373 در رشته مهندسی برق، گرایش قدرت، در دانشگاه پذیرفته شد. ایشان به وجود پذیرش در بسیاری از رشته‌های مهندسی در دانشگاه‌های معتبر تهران، اصفهان، شیراز و ... بنابر انتخاب خود وارد دانشگاه صنعتی مالک اشتر اصفهان شد.

شهید والامقام "داریوش رضایی‌نژاد" با وجود نبوغ ذاتی در امور کارگاهی و آزمایشگاهی که از ویژگی‌های تمامی نوابغ و مخترعان است در تحصیل و پذیرش و اجرای آکادمیک نیز بسیار منظم و کوشا بود. ایشان ضمن فراگیری و کسب تجربه در رشته خود، در زمینه استفاده از رایانه و علوم کامپیوتری بسیار توانا بود. با داشتن چنین توانایی‌های، داریوش توانست در مدت هفت ترم و با رتبه اول، به عنوان دانشجوی برتر دانشگاه، فارغ‌التحصیل شود.

شهید رضایی نژاد به محض فارغ‌التحصیلی به عنوان پژوهشگر در مراکز مهم تحقیقاتی و علمی کشور مشغول به کار شد. در عرصه‌ فعالیتش توانایی فراوانی داشت و نبوغ و تلاش خود را در مسیر خدمت به وطن خویش قرارداد.

در همان نخستین سال شروع به کار، در آزمون کارشناسی ارشد سال 1378 در رشته مهندسی برق، گرایش قدرت، در دانشگاه دولتی ارومیه پذیرفته و مشغول به ادامه تحصیل در دوره کارشناسی ارشد شد. شهید رضایی‌نژاد در تیر ماه سال 1379 ازدواج کرد و صاحب یک فرزند دختر به اسم "آرمیتا" شد که متأسفانه این دختر خردسال قبل از پنج سالگی و در برابر دیدگانش شاهد پرپر شدن پدر عزیزش بود.

                   

شهید رضایی‌نژاد در طول خدمت پربار خود چندین مقاله در حوزه تخصصی خود نگاشت و بسیاری از طرح‌های تحقیقاتی را راهبردی و اجرا کرد.

در پی همین فعالیت‌های علمی از دانشگاه‌های متعدد اروپایی جهت ادامه تحصیل و فعالیت پژوهشی از وی دعوت به عمل آمد. این دانشمند فرهیخته به رغم همه این فرصت‌ها به واسطه عشق به میهنش و روحیات خاص خود که همیشه خود را نمونه یک ایرانی وطن‌پرست می‌دانست، به همه آن‌ها نه گفت.

این شهید گران‌قدر در چند سال اخیر ضمن تدریس و انجام فعالیت‌های تحقیقاتی مسئول اجرای بسیاری از طرح‌های تحقیقاتی در دانشگاه‌های تهران، شهید بهشتی و خواجه نصیرالدین طوسی بود.

لازم به ذکر است که شهید رضایی‌نژاد با قبولی در تمام مراحل آزمون دکترای سال 1390 در دانشگاه خواجه نصرالدین طوسی پذیرفته شد، اما با تأسف بسیار موفق به پایان رساندن این مقطع تحصیلی نشد و در تاریخ 1390/5/1 توسط عوامل سرویس جاسوسی اسرائیل (موساد) که؛ نتوانستند این دانشمند هسته‌ای پر توان و وطن پرست را تحمل کنند، به شهادت رسید و در جوار بهترین‌های عالم بشریت در نزد خداوند جای گرفت.

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در شنبه 27 تیر 1394 ساعــت 11:16 ب.ظ تــوسط برمحمد وال محمدصلوات. الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد | نظرات ()
برچسب ها: شهید داریوش رضایی نژاد، آرمیتا رضایی نژاد، شهید علم، دانشمند هسته ای،
عید سعید فطر مبارک باد
ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در شنبه 27 تیر 1394 ساعــت 10:29 ب.ظ تــوسط برمحمد وال محمدصلوات. الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد | نظرات ()
برچسب ها: عید سعید فطر مبارک، خداحافظ ای بهترین ماه خدا، عید عاشقان،
روز جهانی قدس


مقام معظم رهبری فرمودند:

«روز جهانی قدس روز فریاد و مقاومت امت اسلامی در مقابل سیاست‌های تفرقه‌انگیز است.»

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در جمعه 19 تیر 1394 ساعــت 03:56 ق.ظ تــوسط برمحمد وال محمدصلوات. الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد | نظرات ()
برچسب ها: روز جهانی قدس، القدس لنا، روز فریاد تمام مسلمانان جهان،
مبادا لیله القدرت سرآید...

Image result for ‫توبه به درگاه خدا‬‎                                
 مبادا لیله القدرت سرآید
گنه بر ناله ام افزون تر آید
مبادا ماه تو پایان پذیرد
ولی این بنده ات سامان نگیرد....
امشب....
از آسمان باران انا انزلنابر فرق زمین می بارد
امشب چشمانم را با آب توبه می شویم
و کلام قرآن در دهانم می ریزم
تا خواب چشمانم را نیازارد
خدایا قدر مارا یه قدر مولا علی (ع)نزدیک
فرما.
آمین
ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در جمعه 19 تیر 1394 ساعــت 02:40 ق.ظ تــوسط برمحمد وال محمدصلوات. الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد | نظرات ()
برچسب ها: مبادا لیله القدرت سر آید، لیله القدر، استجابت دعا در شب فدر،
شهادت مولی الموحدین امیرالمومنین علی(ع)
ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در پنجشنبه 18 تیر 1394 ساعــت 01:12 ق.ظ تــوسط برمحمد وال محمدصلوات. الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد | نظرات ()
برچسب ها: شهادت امیرالمومنین، ایام شهادت امام شیعیان، یا اباصالح المهدی،
از مظلومیت تا شهادت علی (ع)

..شب نوزدهم میهمان دخترش «ام کلثوم » بود و با ساده ترین افطار، روزه اش را به اتمام رساند و تا صبح بیدار بود.

دخترش به بابا عرض کرد: «ما هذا الذی قد اسهرک؟» چرا امشب بیداری؟ چه حادثه ای بیدارت نگاه داشته است؟

حضرت فرمود: «انی مقتول لو قد اصبحت » به هنگام صبح بر من ضربت خواهند زد، ضربتی که به شهادت ختم می گردد. 

آن شب جهان هستی نگران علی (ع) بود! مرغابیها به هنگام خروج مولی از خانه ناله زدند، گوئیا به آنان الهام شده بود که مولی را از دست می دهند.

مولی به نماز صبح ایستاد، سوره حمد را خواند، سپس سوره انبیاء را آغاز کرد و یازده آیه خوانده بود که ناگاه اشقی الاولین والآخرین، ضربت بر فرق نازنینش فرود آورد....

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در پنجشنبه 18 تیر 1394 ساعــت 12:11 ق.ظ تــوسط برمحمد وال محمدصلوات. الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد | نظرات ()
برچسب ها: فزت و رب الکعبه، شب نوزدهم رمضان، نماز آخر، مظلومیت علی (ع)،
فضیلت شب قدر در کلام بزرگان
وقایع شب قدر در کلام علامه طباطبایی:
 
1- نزول قرآن:
 
ظاهر آیه شریفه «انا انزلناه فی لیلة القدر» این است که همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبیر به انزال کرده که ظهور در یکپارچگی و دفعی بودن دارد نه تنزیل که ظاهر در نزول تدریجی است.
 
قرآن کریم به دو گونه نازل شده است:
 
1- نزول یکباره در یک شب معین.
 
2- نزول تدریجی در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اکرم (ص) .
 
آیاتی چون «قرانا فرقناه لتقراه علی الناس علی مکث ونزلناه تنزیلا» (11) نزول تدریجی قرآن را بیان می کند.
 
در نزول دفعی (و یکپارچه)، قرآن کریم که مرکب از سوره ها و آیات است یک دفعه نازل نشده است بلکه بصورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آیاتی که درباره وقایع شخصی و حوادث جزیی نازل شده ارتباط کامل با زمان و مکان و اشخاص و احوال خاصه ای دارد که درباره آن اشخاص و آن احوال و در آن زمان و مکان نازل شده و معلوم است که چنین آیاتی درست در نمی آید مگر اینکه زمان و مکانش و واقعه ای که درباره اش نازل شده رخ دهد به طوری که اگر از آن زمان ها و مکان ها و وقایع خاصه صرف نظر شود و فرض شود که قرآن یک باره نازل شده، قهرا موارد آن آیات حذف می شود و دیگر بر آنها تطبیق نمی کنند، پس قرآن به همین هیئت که هست دوبار نازل نشده بلکه بین دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصیل است. همان اجمال و تفصیلی که در آیه شریفه «کتاب احکمت ایاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر» (12) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن کریم به صورت اجمال و یکپارچه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد و در طول بیست و سه سال به تفصیل و به تدریج و آیه به آیه نازل گردید.
 
2- تقدیر امور:
 
خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال آینده را از قبیل مرگ و زندگی، وسعت یا تنگی روزی، سعادت و شقاوت، خیر و شر، طاعت و معصیت و... تقدیر می کند.
 
در آیه شریفه «انا انزلناه فی لیلة القدر» (13) کلمه «قدر» دلالت بر تقدیر و اندازه گیری دارد و آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم » (14) که در وصف شب قدر نازل شده است بر تقدیر دلالت می کند. چون کلمه «فرق » به معنای جدا سازی و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است. و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعه ای که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه گیری مشخص سازند. امور به حسب قضای الهی دارای دو مرحله اند، یکی اجمال و ابهام و دیگری تفصیل. و شب قدر به طوری که از آیه «فیها یفرق کل امر حکیم » برمی آید شبی است که امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصیل بیرون می آیند.
 
3- نزول ملائکة و روح:
 
منزلت شب های قدر در کلام ائمه و بزرگان دین و اندیشه و کلامبر اساس آیه شریفه «تنزل الملئکة والروح فیها باذن ربهم من کل امر» (15) ، ملائکة و روح در این شب به اذن پروردگارشان نازل می شوند. مراد از روح آن روحی است که از عالم امر است و خدای متعال درباره اش فرموده است «قل الروح من امر ربی » (16) . در این که مراد از امر چیست؟ بحث های مفصلی در تفسیر شریف المیزان آمده است که به جهت اختصار مبحث به دو روایت در مورد نزول ملائکة و اینکه روح چیست بسنده می شود.
 
الف: پیامبر اکرم (ص) فرمود: وقتی شب قدر می شود ملائکه ای که ساکن در «سدرة المنتهی » هستند و جبرئیل یکی از ایشان است نازل می شوند در حالی که جبرئیل به اتفاق سایرین پرچم هایی را به همراه دارند.
 
یک پرچم بالای قبر من، و یکی بر بالای بیت المقدس و پرچمی در مسجد الحرام و پرچمی بر طور سینا نصب می کنند و هیچ مؤمن و مؤمنه ای در این نقاط نمی ماند مگر آنکه جبرئیل به او سلام می کند، مگر کسی که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن وشت خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد (17) .
 
ب: از امام صادق علیه السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئیل بزرگتر است و جبرئیل از سنخ ملائکة است و روح از آن سنخ نیست مگر نمی بینی خدای تعالی فرموده: «تنزل الملئکة والروح » پس معلوم می شود روح غیر از ملائکة است (18) .
 
4- سلام و امنیت:
 
قرآن کریم در بیان این ویژگی شب قدر می فرماید: «سلام هی حتی مطلع الفجر» (19) . کلمه سلام و سلامت به معنای عاری بودن از آفات ظاهری و باطنی است. و جمله «سلام هی » اشاره به این مطلب دارد که عنایت الهی تعلق گرفته است به این که رحمتش شامل همه آن بندگان بشود که به سوی او روی می آورند و نیز به اینکه در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به این معنا که عذابی جدید نفرستد. و لازمه این معنا این است که در این شب کید شیطان ها هم مؤثر واقع نشود چنانکه در بعضی از روایات نیز به این معنا اشاره شده است.
 
البته بعضی از مفسرین گفته اند: مراد از کلمه «سلام» این است که در شب قدر ملائکة از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام می دهند.

اسرار هر یک از شبهای قدر در کلام آیت الله بهجت

احادیث در لزوم بزرگداشت این سه شب فرد، یعنی شب نوزدهم، بیست‌ویکم و بیست‌وسوم، آشکار است.

من پیش از این می‌پنداشتم که تعظیم این سه شب فقط برای آن است که احتمال دارد یکی از این سه شب، شب قدر باشد، ولی بعد در برخی از روایات دیدم که در هر کدام از این سه شب اسرار الهی نهفته و فوایدی برای بندگان اندوخته شده است.

از جمله در باب صوم کتاب کافی آمده است که امام صادق علیه‌السلام فرمود:
✗ «در شب نوزدهم امور مقدر می‌شود
✗ و در شب بیست‌ویکم استوار می‌گردد
✗ و در شب بیست‌وسوم امضا می‌شود»
ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در چهارشنبه 17 تیر 1394 ساعــت 05:06 ب.ظ تــوسط برمحمد وال محمدصلوات. الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد | نظرات ()
برچسب ها: فضیلت شب قدر، سخن بزرگان، نزول قرآن، اسرار شب قدر،
شب قدر و راز و نیازهای عاشقانه با معبود
ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در چهارشنبه 17 تیر 1394 ساعــت 04:28 ب.ظ تــوسط برمحمد وال محمدصلوات. الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد | نظرات ()
طبقه بندی: بصیرت، دفاع مقدس، خاطرات، مضررات ماهواره، یادگاری های شهید، زندگی نامه شهید، جنگ نرم، شهید و شهادت،
برچسب ها: شب قدر، خانه تکانی دل ها، عشق به مولا،
لحظات روحانی شهیددر ماه مبارک رمضان
لحظات روحانی شهیددر ماه مبارک رمضان


همه مشغول سفره ی سحری بودیم وسفره ی سحری اماده شد.تنهاکسی که سر سفره نبودبرادربودهر کسی به نوبه ی خودرفت وبرادرراصداکرداماازبرادرخبری

نشد.حالا نوبت من بودکه به خیال خودم بروم وبرادرم راازخواب بیدارشان کنم.نزدیک دراتاقشان شدم بعدازدرزدن صدایشان کردم اماازبرادرصدایی نشنیدم ولی خوب

 من خواهربودم وباروحیات برادراشنا درراباهمان کلمه ی جلاله باز کردم خدایاچه  میبینم نورسبزشب خواب ویک سفیدی دران سیاهی شب برادربه زیبایی یک

فرشته ودرحال عبادت کردن بود.خدایابرادرم دران ظلمت شب ازتوچه می خواهد.یااوازخدامال ومقام  میخواهددرهمین افکاربودم که باصدای دیگران به خود امدم

اما من دوست نداشم لحظهای ازان فضاجداشوم  به ناچاربه سمت اتاق پذیرایی رفتم وبه بقیه گفتم که برادرنماز می خوانند.فکرمن همچنان مشغول بودوبه


سوالات پیش امده ی خود جواب می دادم .جواب من درنهایت این بودکه برادرمن جز شهادت وعروج ارزوییندارد.

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در شنبه 13 تیر 1394 ساعــت 11:09 ق.ظ تــوسط برمحمد وال محمدصلوات. الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد | نظرات ()
طبقه بندی: خاطرات،
برچسب ها: لحظات روحانی شهیددر ماه مبارک رمضان، سالگرد معراج پیامبر،
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات